تمام صفحات را بخوانید _ 15 صفحه




دست غیب []



* دست غیب و نیروی غیبی که از اشعار خیام محافظت میکند:

استاد الهی قمشه ای در کتاب مقالات خود میگوید که یک نیروی

غیبی از اشعار خیام محافظت میکند و من شخصا به این نیروی غیبی

یقین دارم و آن را به چشم خود دیده ام و داستان آن از این قرار است

که من با توجه به برخی تند رویهای افراد مذهبی در جامعه در سنین

20 تا 27 سالگی روحیات کاملا ضد مذهبی پیدا کرده بودم و در

سن 27 سالگی با وجود این که اصلا اهل مطالعه نبودم دست

 غیبی اشعار خیام را در سر راه من قرار داد و من با خواندن اشعار

خیام که رنگ و بوی کاملا ضد مذهبی داشت آن را بسیار پسندیدم

و با خواندن آن اشعار غیر مذهبی شور و شعف و شادی وصف ناپذیری

 وجودم را فرا گرفت و تصمیم گرفتم که اشعار خیام را حفظ کنم و

چندین سال بصورت تفریحی اشعار خیام را میخواندم و همیشه خیام

را ضد دین میدانستم و او را بسیار دوست داشتم اما در حدود

 31 سالگی و دقیقا زمانی که پدر و مادرم در مکه بودند من متوجه

 نکاتی از اشعار خیام شدم و فهمیدم که او مرا فریب داده است و

 در حقیقت خیام مسلمان بوده و برای به دام انداختن افراد غیر مذهبی

این اشعار را سروده است ضمنا من یک سال بعد با شخصی که لیسانس

ادبیات داشت به طور اتفاقی آشنا شدم و او نیز اشعار خیام را حفظ بود و

 وقتی من با او مشاعره کردم و او متوجه شد که من اشعار خیام را حفظ

هستم به من گفت خیام تو را گیر می اندازد و مسلمان میکندو این در حالی

بود که یک سال قبل در دام خیام افتاده بودم و اعتقادات مذهبی ام

بسیار قوی شده بود .

نکاتی درباره اشعار خیام :

( خیام و هدایت غیر مستقیم )

مگذار که غصه در کنارت گیرد

و اندوه و ملال روزگارت گیرد

مگذار کتاب و لب یار و لب کشت

زان پیش که خاک در کنارت گیرد        خیام

قرآن که مهین کلام خوانند آنرا

گه گاه و نه بر دوام خوانند آنرا

بر گرد پیاله آیتی هست مقیم

کاندر همه جا مدام خوانند آنرا        خیام

اشعاری از خیام برای جذب کردن افراد غیر مذهبی و ضد دین :

عید آمد و کارها نکو خواهد کرد

ساقی می لعل در سبو خواهد کرد

افسار نماز و پوزه بند روزه

عید از سر این خران فرو خواهد کرد       خیام

گویند که ماه رمضان گشت پدید

من بعد به گرد باده نتوان گردید

در آخر شعبان بخورم چندان می

کاندر رمضان مست بیفتم تا عید         خیام

خیام اگر ز باده مستی خوش باش

با لاله رخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است

انگار که نیستی چو هستی خوش باش

 

*****************

باید از چیزی کاست تا به چیزی افزود       نیما یوشیج



نوشته شده توسط سعید در  سه شنبه 8 بهمن 1387 و ساعت 11:57 ب.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 20 فروردین 1388 و ساعت 07:56 ب.ظ

() نظر
       




من میگم نره تو میگی بدوش []



*سوالات احمقانه

وقتی کسی گاو نر دارد هیچ کس حق ندارد این سوال را

که ( چرا گاو را نمیدوشی ) از او بپرسد و در حقیقت طرح این

 سوال در اینجا بی معنی و احمقانه  است اما وقتی کسی

 یک گاو ماده دارد همه میتوانند این سوال را از صاحب گاو

بپرسند که       چرا گاو را نمیدوشی؟

سوالاتی مانند چگونه بوجود آمده ؟ چه کسی بوجود آورده ؟

چگونه میتواند این کار را انجام دهد ؟ مخصوص امور محدود است

و در مورد امور نامحدود پرسیدن اینگونه سوالات احمقانه بوده و

نشاندهنده نادانی و بی سوادی سوال کننده است .

خداوند یگانه . بی نیاز و نامحدود است و دارای صفات نامحدود

نیز میباشد و پرسیدن سوالاتی مانند ( چه کسی خدا را بوجود آورده ؟ )

و یا ( خدا چگونه میتواند چنین کاری را انجام دهد ؟ ) کاملا احمقانه بوده

و نشاندهنده نادانی و بیسوادی شخص سوال کننده است .

در حقیقت وقتی ما میخواهیم ببینیم که خدا را چه کسی بوجود آورده

ابتدا باید ببینیم در چه زمانی بوجود آمده تا بتوانیم بوجود آورنده اش را پیدا

کنیم و میبینیم که مشخص کردن زمان برای امور محدود است و نه امور

نامحدود و جمع بین محدود و نامحدود جمع نقیضین بوده و محال است.

برای مثال وقتی یک لیوان آب شیرین و یا شور است افراد میتوانند این

سوال را بپرسند که چرا آب شور و یا شیرین است و جواب این سوال هم

 روشن است و ما در جواب میگوییم چون دارای نمک و یا شکر است اما

هیچ کس نمی تواند این سوال را مطرح کند که چرا نمک شور و یا شکر

شیرین است چرا که شیرینی شکر و شوری نمک در ذات آنها است و در

حقیقت کسی هم نمی تواند این سوال را مطرح کند که خدا را چه کسی

 به وجود آورده چرا که علت وجود خدا در ذات آن است که یکتا . بینهایت و 

بی نیاز است . 

 دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است

ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است        سعدی 

( برای فهم بهتر این مساله مسایل دوگانه را که در پایین آمده  بخوانید )

 

****************

*مسائل دو گانه

همیشه در مورد مسائل دو گانه فکر کنید چرا که ذهن شما را باز خواهد نمود .

مسائل دو گانه مانند : کوچک و بزرگ .منفی بینهایت و مثبت بینهایت. منفی 1222و مثبت 1222. شادی و غم . گناه و ثواب . سرما و گرما . نیکی و بدی . دیدن و ندیدن . دیدن عظمت خدا و عدم وجود اختیار و ندیدن عظمت خدا و وجود اختیار . اصل و فرع . عشق وصبر . فهمیدن و نفهمیدن . وجود و عدم . نامحدود و محدود . ظاهر و باطن . امتحان شدن و امتحان نشدن . اختیار داشتن و اختیار نداشتن . نیازمند بودن و بی نیاز بودن . خود پرستی و خدا پرستی و ....

همان طور که میبینید شادی و غم دو نام جداگانه دارند ولی یک چیز بیشتر نیستند و در حقیقت ما چیزی بجز احساس نداریم و درجات پایین و ناخوشایند احساس را غم می نامیم و درجات بالا و خوشایند احساس را شادی می نامیم . همان طور که چیزی به جز دما وجود ندارد و ما درجات بالای دما را گرما و درجات پایین آن را سرما می نامیم و باید توجه داشته باشیم که مسائل دوگانه قابل جمع نیستند یعنی دمای یک اتاق در یک لحظه نمی تواند هم گرم باشد و هم سرد و یا اینکه در یک لحظه انسان نمی تواند هم شاد باشد و هم غمگین .

باید توجه داشته باشید که این قانون برای همه وجود دارد و حتی آفرینش دنیا و و وضع قوانین دین توسط خداوند متعال خارج از این قاعده و قانون کلی نبوده است و نمی تواند باشد و به همین دلیل است که خداوند قادر متعال . حق الله را می بخشد ولی حق الناس را نمی بخشد چرا که بخشیدن آن محال است چون شاکی میگوید خدایا حق مرا بگیر و متهم را نبخش و متهم میگوید خدایا مرا ببخش و میبینیم که جمع بین ببخش و نبخش جمع نقیضین بوده و محال است .

دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است

ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است       سعدی



نوشته شده توسط سعید در  یکشنبه 6 بهمن 1387 و ساعت 10:11 ب.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 8 اردیبهشت 1388 و ساعت 08:20 ب.ظ

() نظر
       




چرا خیام باده پرستی میکند []



* دلیل شراب نوشیدن و باده پرستی خیام :

خیام بدلیل وجود انسانهای ریا کار در جامعه که

 لباس دین و مذهب میپوشند و مردم را از دین

فراری میدهندبه نفع دین لباس ریا میپوشد و به دروغ

 خود را شراب خوار و کافر معرفی میکند تا انسانهای

فراری شده از دین را مجددا به آغوش دین باز گرداند

او دلیل می پرستی خود را برای انسانهای به ظاهر

دیندار اینگونه بیان میکند :

من باده خورم و لیک مستی نکنم

الا به قدح دراز دستی نکنم

دانی غرضم ز می پرستی چه بود

تا همچو تو خویشتن پرستی نکنم         خیام

***********

بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است

ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست    حافظ

باید از چیزی کاست تا به چیزی افزود      نیما یوشیج

 

 



نوشته شده توسط سعید در  پنجشنبه 3 بهمن 1387 و ساعت 10:41 ب.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 16 بهمن 1387 و ساعت 12:17 ب.ظ

() نظر
       





وبلاگ من
  وبلاگ من
  ایمیل من
    

[yahoo]




بایگانی

 نویسندگان

سعید (125)


موضوعات

عمومی (33)


 آرشیو

فروردین 1388 (24)
اسفند 1387 (9)
بهمن 1387 (11)
دی 1387 (4)
آبان 1387 (23)
مهر 1387 (44)
شهریور 1387 (32)


صفحات

1 2





لینكستان

  وب سایت آموزشی فرهنگی سیاسی عقیدتی یک بسیجی

  @metalsoft-co - مرجع تخصصی موبایل+اس ام اس@





لینكدونی
آرشیو لینكدونی




جستجو
جستجو در بلاگ






خبرنامه





آمار وبلاگ
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -




قالب توسط :صابر كردستانچی